تبليغاتX
من و هیوستون - جامعه ی نفرین شده ی ایرانی
جامعه ی نفرین شده ی ایرانی

واقعا به سر ما چی اومده ؟؟ .............این تکبر بی حدو حصر..این غرور کاذب..این از هم گسستگی مفتضح!!

ایران که بودیم همه از رابطه ها می نالیدند از بس که پر از ایراد بود و واژه های مثله :برای هم زدن ..پاپوش درست کردن..زیر پاتو خالی کردن..تحقیر کردن همدیگه ..متلک زدن برای خالی شدن عقده ها...و هزار چیزه دیگه همه کلماتی بودند که مکرارا می شنیدم و می گفتیم.

اما چیزی که عجیب و دردناکه اینه که اینجا دور از وطن این کلمات بیشتر و وحشتناکتر از ایران مصداق داره..فرار از هم ..نفرت..حسادت..و تکبر .. بد جوری اینجا بازارش داغ شده..

من نمی دونم این تکبر لعنتی چیه که به محضه اینکه طرف پاشو از ایران می ذاره بیرون فکر می کنه حالا یه کسه دیگه ایی شده و یا یه عده ایی که کمی بیشتر اینجان و سه چار جمله بیشتر خارجکی می تونن بلغور کنن فکر می کنن دیگه الان یه خدایی شدن واسه خودشون..

من که دو شغل عوض کردم و کار با سه منیجر ایرانی رو تجربه کردم و می کنم..و تعداد ارباب رجوعهای هم وطنی که برخورد باهاشون داشتم از موهای سرم بیشتر بوده و متاسفانه باید بگم تعداد آدم حسابی و فهمیده ۳ به ۱۰ هستش...

اینجا همه می گن با ایرانی کار نکن که پیشرفتی توش نیست و متاسفانه درسته!!!

آقایی رو می شناسم که سال ۱۳۵۰ اینجا اومده اونم احساس می کنه یه خدایی شده اینجا..دیروز یه گفتگویی کوچیکی با هم داشتیم و ایشون شروع کرد به مقایسه معلمی در ایران و امریکا ..ایشون می گفتن معلمی و استادی در امریکا سختره و دلیلی هم که اوردن این بود: محصلان و دانشجویان در امریکا همه اسمارتن(باهوشن) اما در ایران همه یه مشت احمقه گیوه به پاین(این عینه جمله ی ایشون بود)

من گفتم: بچه های ما هم با استعدادن اما بیشترش تباه میشه که ریشه ی این روند آموزشی و استعدادهای به هرز رفته از جایی دیگست....

ایشون مدارکشون و کالجاشونو برای بار صدم به من معرفی می کنه..

ایشون همه ی مردمو نیازمند به خودش می دونه...و مرتب اینو تکرار می کنه

حالت تهوع بهم دست میده....

اکثر شوخی های این جماعت محترم پر از گوشه کنایه ست خدا نکنه یکی هم شغل خودشون کنارشون یه آفیس بزنه  دیگه تحقیر و کوچیک کردن طرف شروع میشه ..علنا و مکرارا..

....

من نمی دونم این اجداد امریکایی با نسلشون چیکار کردن که اونا اینقدر راحتو صمیمین من مدتها با یه خانوم سلام و احوالپرسی داشتم و بعد مدتها تازه فهمیدم ایشون  جراحن! اینقده که بی ریا بود و صمیمی...

حالا یکی دوتا دکتر اینجا میان که بیشتر موقعه با لباسه فرمشون میان که همه جماعت بفهمن ..اگه هم با لباس فرم نیان وقتی سلام می کنن میگن من دکتر فلانی هستم!!

اکثر ملیتها اینجا با هم صمیمین در بیشتر جشناشون و مراسماشون گردهمایی دارن با هم رستوران میرن با هم مسافرت می کنن  و همیشه با همن مثله هندی ها و بعضی ملیتهای افریقایی و..

اما ما چشم دیدن همدیگرو نداریم.

بگذریم که این داستان سر دراز دارد....

-------------------------------------------------------------

دوستی عزیزی که  سوال کرده بودید اون کانالها از ماهواره در ایران هم دیده میشه..باید بگم نمی دونم!شاید از نیل ست...

.....................................

فراز عزیز در مورد سوالتون باید بگم که نه اینجا فروشگاها تا دیر وقت باز هستن حتی بعضی شبانه روزی هستن و کلا روزهای یکشنبه هم که تعطیله همه جا بازه و شهر شلوغه...