تبليغاتX
من و هیوستون - فاجعه ایی بنام hurricane
فاجعه ایی بنام hurricane

از بس که خوش قدم بودم..به محضه ورود و روشن کردن تی وی دیدم به به مثله اینکه داره تو هیوستون خبرایی میشه!!..اول خیلی واسم جدی نبود خسته ی راه بودم و به چیزای دیگه فکر می کردم ..بعد دیدم نه انگاری مسئله جدیه همه پنجرهه ها رو چسب زدن و خیلی ها هم که رفتن...

از عصر زوزه ی باد شروع شد هوا ابری شد ...و ..یه دفعه از ساعت ۳ صبح انگاری زمین داشت زیرو رو میشد اونقدر صدای باد وحشتناک بود که مدتها گوشامو گرفته بودم!!

واقعا از ترس داشتیم میمردیم ..تا صبح.چشمم به درخت روبه روی خونه بود گفتم الان رو سرمون خراب میشه ... بیچاره با تمام قدرت به سمت بالا کشیده میشد چه تقلایی میکرد تو باد.. اون تنه ی به اون قطوری مثه یه ساقه ی گل به نظر می یومد ...من یه لحظه یاد سنجابا افتادم آخه دو تا تا سنجاب قشنگ تمام روز رو این درختا بودن...با خودم گفتم الان کجان؟؟..تا ساعت ۷ صبح این وضیعت ادامه داشت ...صدای باد واقعا کر کننده بود .

.دیگه ساعت ۸ یه دفعه همه چیز ساکت و آروم شد ...صبح همه ی مردم بیرون اومده بودن ...وقتی زدم بیرون چشام گرد شده بود ..

خوب خرابی ها زیاد بود و یه منطقه هم که کلا نابود شد و مردم تو هتلها زندگی میکنن و برق هم برای مدتی طولانی نبود البته قسمت ما که جز خوش شانسا بود فقط دو روز ونیم قطع بود اما خیلی جاها ۲۰ روزی میشد که بی برقی کشیدن..یه عده هم که گم شدن!!

با اینکه چراغای راهنما تو خیابون خراب شده بودن اما راننده ها همه رعایت میکردن یعنی چند ثانیه توقف تا روبه روی ها برن و اگه عابر پیاده هم میدین که کلا ایسته کامل بود...اتوبوسها هم یک هفته ایی مجانی بود ...و مدارس تا خیلی تعطیل بود...

البته جاهای دیگه رو نمی دونم اما کلا الان شهر عادی شده..و من همه ش فکر می کنم اگه خدایی نکرده یه همچین طوفانی تو ایران بیاد چه فاجعه هایی به بار میاد و چی میشه...؟؟

....