تبليغاتX
من و هیوستون
خانه

 سلام دوستان!

راستش..

هنوز جاي شكرش باقيه كه بخاطر اين سه چيز مي تونم الان احساس رضايتمو حفظ كنم!..

خانواده ..وطن...زبون مادري..

و اينكه در اين سه مورد.جاي دوستان اونور خالي!!!

....اما...

دلم نمي خواد بيرون برم از وقتي اومدم همه ش دلم مي خواد تو چار ديواري خونه فقط تاب بخورم..

كلا دو سه باري كه بيرون رفتم كه راستش يه جورايي احساس خوبي نداشتم!

خيابوناي شلوغ رفت و آمدهاي بي هدف صداي مكرر بوق ماشين .دعواهاي خيابوني..قيافه هاي واررفته ماموراي بد دهن..

گرفتن و تذكر دادن تو خيابونا ....رانندگي مردم..برخورد فروشنده ها وقتي جنسي رو ازشون نمي خري...رد شدن از خيابون..

قيمتهاي سر به فلك كشيده و نگراني هميشگي مردم....حرفای تکراری......و.و و..

...

همه ي اينا رو هم قبلا هم ديده بودم و خوب هم لمسشون كرده بودم اما الان خيلي برام پررنگتر ،بزرگترو غير قابل هضمتر شده بودو كلا كمي تحملش سخت شده بود!!

...

 فعلا دارم خوش می گذرونم تو خونمون .!! ..

.هنوزم کمی روزو شبو تاریخوو و زمانو قاطی می کنم!!

تا بعد.